السلمي

385

مجموعة آثار السلمي

همچنين از پديد آمدن كرامات به دست أو ، از ترس اينكه خود وديگرى از آن فريفته شوند ، دورى مىجويد . ملامتيه كرامات خود را به ديدهء استدراج مىنگرند وآن را به جاى آنكه نشانهء قرب حق بدانند مايهء بعد از حق مىپندارند . ايشان ميان كرامت ولى ومعجزهء نبىّ فرق قائلند . بدين معنى كه نبىّ را در اظهار معجزات ناچار مىدانند از آن رو كه تأييد صدق دعوى وفرآهم آمدن زمينهء تبليغ رسالات ، بدان منوط است . اما أوليا نياز به چنين تأييدى ندارند . ازاين‌رو پديد آمدن معجزه بر دست نبي كمال محسوب است ليكن ظهور كرامت بر دست ولى نقص است . امّا سماع . همهء مشايخ اين فرقه ترك آن را شايسته‌تر مىدانند ، هرچند كه هيچيك از ايشان به تحريم مطلق حكم نكرده است . يكى از ايشان در پاسخ اين سخن كه چرا به مجالس سماع نمىآئيد ؟ گفته است « ترك ما مجالس سماع را از روى كراهيت وانكار نيست ، ليكن از آن بيم داريم كه چيزى از أحوال پنهان ما آشكار گردد واين بر ما گران است » . « 92 » اما ذكر . در مورد ذكر ، ذكر دل را بر ذكر زبان ترجيح داده‌اند زيرا در ذكر زبان نشانه‌اى از اظهار أحوال مشاهده مىشود . گريستن نيز مانند سماع وذكر زبان نوعي اظهار حال است وموجب افشاى اسرار ، بنابراين شيوخ ملامتى ، مريدان خود را به خاموشى ودرون‌نگرى توصيه كرده‌اند . در پرهيز از گريه دليل ديگرى هم دارند وآن اين است كه گريه ، خاطر گرينده را شاد مىكند واين نوعي لذّت است وهمين احساس لذّت گريه را بىارزش مىكند . از اينرو ، دل‌آزردگى را به جاى گريه قرار داده ، گريه را جز در حسرت وافسوس جايز نمىدانند . ريا در علم 9 ) سومين چيزى كه ملامتيه در پنهان داشتن آن اصرار دارند وپديدار كردن آن را ريا مىدانند ، علم است . ملامتى به علم خود نظر نمىكند وبه وجود علم در خود هيچگاه اقرار واعتراف ندارد ، مبادا ظهور آن موجب جلب مردم وعزّت أو شود . زيرا ديدن علم نيز مانند ديدن عمل وحال از حجابهاى سخت ميان بنده وپروردگار است . دلائل ايشان در انكار علم بدين شرح است : نخست اينكه ، علم بنده ناشى از علم خداست ودر مقايسه با علم خداوند كه بر همه چيز احاطه دارد ، بسيار ناچيز است . دوم اينكه ، بنده در علم خود نيز مانند علم خود مجبور است ،

--> ( 92 ) . رسالهء ملامتيه .